![]() |
![]() |
|
| و تنهایی را ترجیح داد |
|
به آسمان نگاه کن، در پشت خورشید و ستاره ها خدایی را خواهی یافت برای چند ثانیه چشمهایت را ببند... تصور کن فردایی نزدیک را تو در پشت خورشید و ستاره ها یی در برابر همان خدایی که سالها پیش یافتی چگونه همه گذشته ات را انکار می کنی ؟ چشمهایت را باز کن ، خداهم به تو زل زده او هم در پشت نقابت تو را یافته ، همان گونه که هستی چشمهایت را نبند ، شاید دیگر فرصت باز کردنش را نخواهی یافت... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:51 توسط فرشید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بمون و لحظه ای درنگ کن
بمون و کمی تردید کن به یاد آور خدایی را که تنهاست حس کن که تنهایی و باور کن که تنها می مانی بمون و نگاه کن ، کمی تردید کن خدا از روح تنهایی اش در تو دمیده بمون و به یاد داشته باش که تنهایی و خدایت تنهاترین زیر لب زمزمه کن به نام او که تنهاست... |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|