تبليغاتX
به نام او که تنهاست -
و تنهایی را ترجیح داد

من در لحظه ای تلخ تمام لحظه های خوب را فراموش کردم

من برای فرار از پشت سرم ، گلهایی را که خود کاشته بودم زیر پا له کردم

من بر سجاده نماز خدا را فراموش کردم

من می دانستم اشتباه می کنم و رفتم

من کوله عشق و صداقت را به بهانه خستگی زمین گذاشتم و رفتم

من غرق در فریفتن دیگران خود را هم فریب دادم

من دری را به روی خود بستم که دستگیره گشودن ندارد

می دانم اشتباه می کنم و باز می روم

از سراشیبی کوهی پایین رفته ام که نمی توانم بازگردم

اینجا خدا هم از من دور است

می دانم اشتباه می نوسیم و باز هم می نویسم...

+ نوشته شده در  ساعت 16:46  توسط فرشید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بمون و لحظه ای درنگ کن
بمون و کمی تردید کن
به یاد آور خدایی را که تنهاست
حس کن که تنهایی و باور کن که تنها می مانی
بمون و نگاه کن ، کمی تردید کن
خدا از روح تنهایی اش در تو دمیده
بمون و به یاد داشته باش که تنهایی و خدایت تنهاترین
زیر لب زمزمه کن به نام او که تنهاست...

نوشته های پیشین
بهمن 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
حرفهای نا گفته (ساناز)
عشق فراموش شده (صدف)
آیدا (شاهزاده کوچولو)
قروقاطی (عسل)
خوشبخت ترین دختر دنیا (پریسا)
اگر فردا بیاید (آرمیتا)
حسرت یک پنجره تا روشنایی (دختر آریایی)
آیلین جون جون
آسودگی نکبت بار ( مریم)
بهروز جون
پرواز را به خاطر بسپار (مهسا)
پرستار دل بیمار من کو؟ (یاسمن)
تنها هستم مرا درآغوش بگیر(طنین)
ای کاش میشد فهمید در دل آسمان چه می گذرد (سکوت)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM